دلنوشته های عاشقانه بهار

شهامت

شهامت می خواهد...


دوست داشتن کسی که...


شاید...


هیچ وقت...


هیچ زمان...


سهم تو...


نخواهد شد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1392ساعت 11:51  توسط بهار  | 

چه بگويم آخر...

وقتي گوشي براي شنيده شدن ندارم!!...

بيخيـــــــــــــــــال...

بيخيالي شايد مسكن خوبي باشد براي امثال من...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1392ساعت 11:48  توسط بهار  | 

سلامممممممممم

سلام به همه دوستاي گلم

ازين كه اين مدت من و وبلاگمو تنها نذاشتين و با نظرات

قشنگتون كمكم كردين ازتون بي نهايت سپاسگذارم. تو

اين مدت فراز و نشيب خيلي داشتم  خیلی دوستتون دارمممممممممممممممم

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1392ساعت 11:46  توسط بهار  | 

کاغذ  دیواری های عاشقانه  -  www.pixnaz.ir
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 10:41  توسط بهار  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 10:40  توسط بهار  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 10:39  توسط بهار  | 

عکس های عاشقانه با متن فارسی (۳)

وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاقشون پر عکس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه که نميتوني عکسشو به ديوار بزني.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت 22:36  توسط بهار  | 

 

به یادتممممممممممممم میدونم بهم سر میزنی پس بدون ............

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت 22:35  توسط بهار  | 

تقدیم به تو که به یادتممممممممممممممممم

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت 22:22  توسط بهار  | 

 تو را با دیگری دیدم که بی من شادمان بودی / گمانم بود بی احساسی و تو بیش از آن بودی
رها کردی مرا رفتی ، شکستن بود تقدیرم / تمام فکر من هستی ، به فکر دیگران بودی

تقدیم به کسی که هنوز یادش برام عزیزه

از این ور واون ور شنیدم داری دوماد میشی گلم

مبارکت باشه ولی آتیش گرفته این دلم خیال می کردم

بامنی عشق منی مال منی

فکر نمیکردم که یه روز ساده ازم دل بکنی

باورنمیکردم بخوای راست راستی تنهام بذاری

اخه یه عمر همش بهم گفته بودی دوستم داری

میگفتی هرجاکه باشی خودتو بامن می بینی

رفتی سراغ دشمنم یه پست نامرد حسود

اونی که حتی بخدا لنگه کفشمم نبود

به فکرشم نمیرسید حتی نگاش کنی

آخ که چه زجری می کشم ای دل دیوونه بسوز

بااینکه همه بدی ولی عشقت برام مقدسه

همین که توشادباشی وبخندی واسه مقدسه

هرکی ازم پرسید میگم خودم ازش خواستم بره

میگم برای هردومون اینجوری خیلی بهتره

کاش میشد لحظهای با توبودن را آنقدر طولانی کرد تا دیگر زمانی برای بی تو بودن باقی نماند

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت 22:20  توسط بهار  |