دلنوشته های عاشقانه بهار

 

اگه آفتاب میسوزونه ، بیخیال ، آخه تو سایه بونی

اگه آدما وفا ندارن ، بیخیال ، آخه تو مهربونی

اگه من برات میمیرم ، بیخیال ، آخه تو لایق تر از اونی که میدونی . . .

.

.

.

من تو را به خاطر میآورم بی هیچ بهانه

شاید دوست داشتن همین باشد ، بی بهانه به خاطر آوردن . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391ساعت 11:11  توسط بهار  | 

دلش گرفته بود
آن قدر گریه کرد
تا در میان اشک های خود گم شد
ابر را می گویم...
سه حرف اول باران را...


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 15:17  توسط بهار  | 

افسوس که کسی نیست........

افسوس که کسی نیست تاگذشته های پرملالم را از من بگیرد

وآینده ای پراز شادی را به قلبم هدیه کند

افسوس که کسی نیست!

تا بار فراق وجدایی را از دوش من بردارد

وکوله باری از محبت خویش را جایگزین آن کند

افسوس که کسی نیست.......

از من بخواهد ناگفته های قلبم را که عمریست خک خورده سینه ام شده است را برایش بازگو کنم

ودر پاسخ عشق بی پایانش را نثار دل بیمارم کند!

افسوس.........

افسوس که در این روزگار کسی نیست

جز سکوت وتنهایی و دلتنگی که عمری گوشه نشین قلبم شده اند

وهروز غم را بادلم همخوانی می کنند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 0:25  توسط بهار  | 


روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو

کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو

درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم

از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون

چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون

به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم

هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم

تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم

کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش

بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک

با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک

عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک

فقط می خوان بهت بگن :.

تولدت مبارک
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 16:36  توسط بهار  | 

سلام ابجی جون فردا تولدت هستش مبارکه اینشالا فردا روزه خوبی واست باشه

امیدوارم همیشه تو زندیگیت شاد یاشی و به هر چی که میخوای برسی

من امروز بهت تبریک گفتم شاید فردا ندیدمت میدونی که نت من نا مشخصه
بهار جان تبرییییییییییییییییییییییییییییک

[تصویر: tavalodat-mobarak.jpg]

عشق یعنی با چشم بسته کسی را دیدن و از بین همه دلتنگ یک نفر شدن



افســــــــوس ...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 20:0  توسط بهار  | 

امروز روز خوبی بود بچه های انجمن محبوبم بهم تولدم را تبریک گفتند خیلی دوستشون دارم
تقدیم به تو...


بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک

میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز

از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا

یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن

یکی به نیت تو یکی از طرف من

الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی

با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی

ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن

همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس

واسه تولد تو باید دنیا رو اورد

ستاره رو سرت ریخت تو رو تا اسمون برد

اینا یه یادگاری توی خاطره هاته

ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد

تولدت عزیزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون

الهی که همیشه واسه تبریک امروز

بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون


[تصویر: karte_tavalod-8.jpg]
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 19:57  توسط بهار  | 

سفره عقد

عاقد دوباره گفت ؟؟وکیلم پدر نبود

ای کاش که در این جا ودرکنارم بود

گفتند رفته گل بچیند دلم گرفت

اما چرا ازاجازه بابا خبر نبود

هجده بهار منتظرش بودم وبرنگشت

آن سالهای سرد ی که بابا نبود

ای کاش نامه خبری از بابا بیاد

رویای من دگر بیش ازاین نبود

عکس پدر خاطرات دور ودرازش

آن روز دور سفره جز چشمان تر نبود

عاقد دوباره گفت وکیلم؟دلم گرفت

حتی دیگر به قاب عکس بابا امیدی دگر نبود

تقدیم به تمام دختران دلشکسته ای که همچون خودم همیشه حسرت نوازش پدر را داشته اند.............

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 11:29  توسط بهار  | 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 23:36  توسط بهار  | 

 

 براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 23:21  توسط بهار  | 

 پایه پنجره نشستم ، کوچه خاکستری باز زیره بارون
من چه دلتنگتم امروز..

انگار از اون روزاست حالو هوام رنگه توه
کوچه دلتنگ توه

دلم گرفته دوباره هوای تورو داره
چشمای خیسم واسه ی دیدنت بی قراره
این راه دورم خبر از دل من که نداره

آروم ندارم یه نشونی میخوام واسه قلبم
جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمیبندم
این دل تنهام دوباره هوای تورو داره

هوای شهرتو با بوی گلا
پیچیده توی اتاقم مثل خواب
داره بدجور غریبی میکنه
آخه جز تو دردمو کی میدونه؟

دلم گرفته…..

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 22:23  توسط بهار  | 

 تو را با دیگری دیدم که بی من شادمان بودی / گمانم بود بی احساسی و تو بیش از آن بودی
رها کردی مرا رفتی ، شکستن بود تقدیرم / تمام فکر من هستی ، به فکر دیگران بودی

تقدیم به کسی که هنوز یادش برام عزیزه

از این ور واون ور شنیدم داری دوماد میشی گلم

مبارکت باشه ولی آتیش گرفته این دلم خیال می کردم

بامنی عشق منی مال منی

فکر نمیکردم که یه روز ساده ازم دل بکنی

باورنمیکردم بخوای راست راستی تنهام بذاری

اخه یه عمر همش بهم گفته بودی دوستم داری

میگفتی هرجاکه باشی خودتو بامن می بینی

رفتی سراغ دشمنم یه پست نامرد حسود

اونی که حتی بخدا لنگه کفشمم نبود

به فکرشم نمیرسید حتی نگاش کنی

آخ که چه زجری می کشم ای دل دیوونه بسوز

بااینکه همه بدی ولی عشقت برام مقدسه

همین که توشادباشی وبخندی واسه مقدسه

هرکی ازم پرسید میگم خودم ازش خواستم بره

میگم برای هردومون اینجوری خیلی بهتره

کاش میشد لحظهای با توبودن را آنقدر طولانی کرد تا دیگر زمانی برای بی تو بودن باقی نماند


 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 15:10  توسط بهار  | 

http://www.hickerphoto.com/data/media/24/sp_F76T1897.jpg

روی قلبی نوشته بودن شکستنی است ؛ مواظب باشید !!!
ولی من روی قلبم نوشتم شکسته است ، راحت باشید !
.
.
چه شباهت متفاوتی بین ماست ، تو دل شکسته ای ؛ من دلشکسته ام !
.
.
حرفی نزنی ! طاقت جنجال ندارم / بدجور شکسته ست دلم حال ندارم


درهای قفس باز و دلم عاشق پرواز / از حس پریدن پرم و بال

 ندارم
.
.
میخواهم فاصله ها را بشکنم تا به تو برسم ، ولی افسوس فاصله ها درست برعکس دلها شکستنی نیستند !!!

کاش بودی تادلم تنها نبود

کاش بودی تاکه تو باورکنی

بی تو هرگز زندگی زیبا نبود

روزگاری ست که سهم من

از بودن تو خاطره هات شده اند

افسوس

که این روزها خاطره هات هم

بی وفا شده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 14:53  توسط بهار  |